آشیانه  پر مهر ما آشیانه پر مهر ما ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
وب مامان منتظروب مامان منتظر، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

رایان کوچولو

عکس رنگی

1395/2/26 11:05
نویسنده : شمیم
261 بازدید
اشتراک گذاری

سلام آلبالوی مامان خوبی ؟؟؟؟؟

عزیز دلم آخرین بار که رفتم دکتر واسم عکس رنگی نوشت

عزیزم از همون مطب تا خونه همش گریه کردم آخه شنیده بودم عکس رنگی خییلییییی درد داره

از اون روز تا دوهفته بعدش شبا اصلا نمیتونستم بخوابم و شب و روز گریه میکردم همش میگفتم خدا چرا من؟؟؟؟؟

خلاصه تا شد پنج شنبه و من و بابایی و مامان جون خاله فریما رفتیم مطب دکتر پایدار زندایی یاس هم خودش اومد اونجا چی بگم از استرسم قلبم داشت وایمیستاد دیگه وقتی زندایی اومد اشکام اومد مامان جون و خاله فریما هم با من گریه میکردن تا اینکه دکتر صدا زد و رفتم داخل دیگه از بگم که همش درد بود ودرد بود و درد خیلی بد بود مامانی ولی همش به شما و اومدن شما فکر میکردم پس تحمل میکردم.

بعد هم که کار دکتر تموم شد خاله فریما اومد کمکم کرد و با هم رفتیم بیرون و بعدشم من اومدم خونه مامان جون تا دوروز درد وحشتناکی داشتم ولی کم کم اروم شدم.

عزیزم من همه ی اینکارا رو واسه اومدن شما میکنم پس زودی بیا و دل بی قرارمو آروم کن .

منتظرم مامانیبوس

پسندها (3)

نظرات (1)

بابا حمید
26 اردیبهشت 95 13:26
سلام آبجی شمیم گلم ممنون از حضور سبزتان ممنون از لطف ومحبتتان آبجی گلم روز خوبی برای شما و خانواده گلتون آرزومندم بازهم بهمون سر بزنید خوشحالمون میکنید معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان ای خوشـــــا دولت دیــدار دل افـــروختگان دلـــــــم از صحبت ایـن چرب زبانان بگرفت بعد از این دست من و دامن لب دوختگان عاقـــبت بر ســـر بازار فـــــریبم بفـــروخت نـــاجوانــمردی ایـــن عـــاقبت انــدوختگان شـرمشان باد زهنگــامه رسوایی خویش این متـــاع شـــرف از وسوسه بفروختگان یار دیـــرینه چنان خاطرم از کینه بسوخت که بنــــــــالید به حالـــم دل کین توختگان خوش بخندیــد رفیقان که درین صبح مراد کهنـــه شد قصه ما تا به سحر سوختگان