مامانی غصه نخور ....
سلام مامان خوب و مهربونم ....
مامان من نی نی کوچولوت هستم که دارم از پیش خدای مهربون باهات
صحبت میکنم
مامانی خاله فریما جواب آزمایشو بهم گفت . میدونم که انتظارمو کشیدی
و در کمال نا امیدی جوابش منفی شد
مامان خوبم من خیلی دوست دارم مامانی شما به من قول دادین که غصه
نخورین و استرس نداشته باشین . پس چرا غصه میخوری . مامانی بدون
که با غصه خوردن شما منم ناراحت میشم و غصه میخورم . منم دوست
دارم هر چی زودتر زمینی بشم و بیام پیش مامان خوبم و شما هم من رو
بغل کنی و نازم کنی و بوسم کنی ولی خوب چیکار کنم هرچی به خدای
مهربون میگم من رو بفرست پیش مامان جونم همش بهم میگه الان صلاح
نیست و هنوز زوده .
بهم میگه به مامانت بگو غصه نخوره و صبور باشه
پس مامان خوبم منم ازت میخوام که اگه دوسم داری دیگه به خاطر من
غصه نخوری و ناراحت نباشی . مامانی اگه تو غصه بخوری بابایی هم غصه
میخوره و با ناراحتی شما ناراحت میشه . مامان خوبم شما اگه ناراحت
باشی یا دلت گرفته باشه میتونی اشک بریزی ولی بابایی چی ؟؟
نمیتونه گریه کنه و مجبوره بریزه تو دل خودش و داغون میشه اینجوری .
پس لطفا به خاطر من صبور باشین و بدونین من به همین زودیا میام
پیشتون و امسال یعنی سال 95 میشه سال ما و خوشحالی ما .
اونوقت ما میشیم خونواده ی سه نفره ی خوشبخت..
مامان مهربونم من چون نمیتونستم براتون اینارو بنویسم از خاله فریما
خواستم که بیاد و حرفای من رو بهتون بگه .
مامان خوبم یادت نره قول دادی غصه نخوری و صبور باشی
دوستت داااااااااااررررررررم ماماااااانیییییی
نی نی کوچولوی شما 



مامانی غصه نخور .... 

