عروسک جون
سلام عروسک جونم
عزیزم ببخشید دیر به دیر میام.هفته پیش که از شنبه تا سه شنبه خونه عمو فرهاد بودیم همه بودن مامان جون بابا جون دایی فرشید زندایی یاسمن خاله فریما خاله شیوا بابایی.جات خالی بود عزیزم.
یکشنبه شب هم شب یلدا بود عروسکم.عروک جون اونجا که رفتیم بیرون یه لیاس خوشگل واست خریدیم اینقدر ذوق کردم بابایی کلی بهم خندیده ولی به مامان جون گفته بود من بچه دار بشم دنیا رو به پاش میریزم.
عروسک جونم بازم مثل همیشه یادت نره منو بابایی منتظریم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عروسک جون
