سیزده بدر
سلام عروسک ملوسکم
خوبی قربونت بره مامانی؟؟
عزیزم روز 12فروردین منو بابایی ومامان جون و باباجون حرکن کردیم به سوی دا راب خونه بابابزرگ های من طهر رسیدیم خونه بابا بزرک امیر بعد از نهار منو زندایی یاسی و مامان جون رفتیم خونه بابابزرگ ساری عصر زندایی یاسی آش دوغ پخت وهمه دور هم توی حیاط زیر نمنم بارون خوردیم البته قبلش منو خاله فریما و زندایی یاسی و طاهره و افشین دایی فردینم و محمد وسطی بازی کردیم خیلی خوش گذشت.
روز سیزده بدر هم همگی با هم رفتیم بیرون خیلی بودیم:منو بابایی ،مامان جون باباجون،دایی فرشید و زندایی،خاله فریما وعمو رامین،دایی فردینو خانواده،عمو جلیل و خانواده،رضا و مریم،دایی ساسان وافشین،دوتا بابابزرگ،بی بی و ننه،طاهره،دایی اشکان و مریم،دایی سیاوش،
عروسکم از صبح که رفتیم تا شب فقط بازی میکردیم وای آخر شب دیگه هیچکس نا نداشت،خیل خوش گذشت بابایی میگفت بهترین سیزده بدر عمرمامسال بود.
عزیزم من همش به بابایی و مامان جون میگفتم ایشاللهه سال دیگه بانی نیم بیام سیزده بدر .
ایشالله سال دیگه شما هم پیش م باشی.


سیزده بدر 

