آشیانه  پر مهر ما آشیانه پر مهر ما 14 سالگیت مبارک
وب مامان منتظروب مامان منتظر، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

رایان کوچولو

مادر

به سلامتی زن هایی که مادر نیستند آنهایی که نمیتوانند مادر باشند آنهایی که هرگز مادر نخواهند شد آنهایی که قبلا مادر بودند ولی فرزندشان را از دست داده اند و به سلامتی مادران خفته در خاک.
15 دی 1393

ایثار زن

نه ماه انتظار ویک عمر نگرانی حس آزاد دخترانه را به مهر مادری دادن بزرگترین ایثار یک زن است
15 دی 1393

این روزها

سلام عروسک جونم  خوبی  عزیزم؟ عروسک جون این روزا همش دلهره دارم دلم شور میزنه،عروسکم  شما فکر میکنی  این ماه دیگه مهمون دلم  میشی یا نه؟؟ عروسک جونم خیلی استر س دارم یعنی  این ماه لطف خدا شاملم میشه  شما میای پیشم ؟نمیدونم. گلم منتظرم
14 دی 1393

لالایی

لالایی شیرازی: لالالالا گل آبشن کاکا رفته روشن لالالالا گلخشخاش کاکا رفته خدا همراش لالالالا گل زیره بچم آروم نمیگیره گل سرخ منی شاله بمونی زعشقت میکنم من باغبونی تو که تا غنچه ای بویی نداری همین که واشدی بادیگرونی لالایت میگم و خوابت نمی آد بزرگت میکنم یادت نمی آد عزیز کوچکم رفته به بازی به پای نازکش نشینه خاری به منقاش طلا خارش درآید به دستمال حریر رویش ببندید لالالالا گل پسته بابات رفته کمر بسته لالالالا گل خشخاش بابات رفته خا همراش لالالالا گل نعنا باباترفته شدم تنها
13 دی 1393

شوهری

اینم تقدیم به شوهریم چشات آرامشی داره که تو چشمای هیچکی نیست                                                 میدونم که توی قلبت به جز من جای هیچکی نیست چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی تو با لبخند شیرینت به من عشق و نشون دادی بمون و زندگی رو با نگاهت آسمونی کن بم...
12 دی 1393

عروسک جون

سلام عروسک جونم عزیزم ببخشید دیر به دیر میام.هفته پیش که از شنبه تا سه شنبه خونه عمو فرهاد بودیم همه بودن مامان جون بابا جون دایی فرشید زندایی یاسمن خاله فریما خاله شیوا بابایی.جات خالی بود عزیزم. یکشنبه شب هم شب یلدا بود عروسکم.عروک جون اونجا که رفتیم بیرون یه لیاس خوشگل واست خریدیم اینقدر ذوق کردم بابایی کلی بهم خندیده ولی به مامان جون گفته بود من بچه دار بشم دنیا رو به پاش میریزم. عروسک جونم بازم مثل همیشه یادت نره منو بابایی منتظریم.
11 دی 1393

کربلا

سلام مامان جونم خوبی نفسم گلم ببخش چند روز نبودم. دوشب پیش که شوهر عمه الهام از کربلا اومد رفتیم خونشون.فرداش هم که من رفتم خونه مامان جون باباجون دیروز هم که با عمه الهه رفتیم خونه عمه بابایی حسین از کربلا اومده بود.خلاصه مامانی همش در گردش بودیم خونه که نبودم. ایشالله توهم بیا باهم بریم حسابی بگردیم عزیزم. گلم چند روز دیگه هم تولد آرمیتا س میخوایم با عمه الهه تم تولد زنبوری واسش درست کنیم. دوستت دارم عزیزم مثل همیشه یادت نره منتظرم 
27 آذر 1393

دعا

سلام نفس مامان عزیزم مامان امروز خیلی خسته بود اخه دیشب نذر عمو احمد بود. امروز اومدم خونه باباجون ومامان جون عصر هم با مامان جون وخاله فریما وزن دایی یاسمن ورضا وهانیا رفتیم دعا. وقتی اومدیم اینقدر با عرشیافوتبال بازی کردیم جات خالی مامانم. نفس مامان دوست دارم زیااااااااااااااد  شیطونم یادت نره منتظرم
22 آذر 1393

نذری

سلام عشق مامان مامان جونم این چند روز گرفتارم اخه نذر عمو احمد گلم امروز همه اومده بودن کمک وای نمیدونی این نینی های عمو وعمه چقدر شیطونی کردن دیگه سرم درد گرفت. مامان جونم عمو احمد و زن عمو فاطمه هم مثل منو بابایی منتظر نینی هستن. از خدا میخوام یه نینی سالم هم به زن عمو فاطمه بده  اخه زن عمو فاطمه هم خیلی نینی دوست داره. شاید هردوتون با هم اومدین و ماروخوشحال کردین. عزیزم بازم میگم یادت نره ما منتظریم پس زود زود بیا
20 آذر 1393